ميرزا حاجى بابا محمد تقى شيرازى

83

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى )

مىشود . اين بيمارى ، علل گوناگونى دارد كه در واقع ، هريك شكلى از روند ايجاد بيمارى و نوعى از آن را تشكيل مىدهند كه اجمالا به همهء آنها اشاره مىشود : اول : يرقان حاصل از سدّه در مجراى ورود صفرا به كيسهء صفرا كه عمده علامتش تغيير تدريجى رنگ مدفوع از زردى به سفيدى است . دوم : يرقان حاصل از سده در مجراى ميان كيسهء صفرا و روده‌ها كه باعث سفيدى فورى رنگ مدفوع شده و بيمار ، احساس دفع ندارد و به سبب يبوست طبع حاصله ، احتمال قولنج مىرود و تا عفونتى در صفرا به هم نرسد ، خالى از تب است . سوم : يرقان حاصل از ورم كيسهء صفرا يا كبد كه از لوازمش دوام تب و دردى در سمت كبد - كه در زير دنده‌هاى طرف راست و محاذى ناف است - و عطش و قىء صفراوى و تلخى دهان و زردى قاروره - تيره‌تر از زعفران - مىباشد ؛ مگر اينكه ورم كبد به قسمى باشد كه مجراى قسمت محدّب كبد كه مدفع بول « 1 » است را تنگ و سدّ نمايد كه در اين صورت ، بول ، قليل و كم‌رنگ و رقيق است . چهارم : يرقان حاصل از افراط در خوردن و آشاميدن « مولّدات صفرا » يا شدت حرارت هوا يا طول ايستادن در آفتاب يا مجاورت آتش كه خالى از هر نوع تب و دردى است . علاج : در تمام اين اقسام ، بايد به تبريد و اخراج صفرا و در اقسامى كه در اثر سدّه هستند ، به تفتيح سدّه و احيانا فصد پرداخت : تبريد و اخراج صفرا : بايد هر روز تا چهل مثقال آب كاسنى كه تر و تازه آن را بريده باشند يا نقوع كاسنى - كه تا بيست مثقال ريشه ، برگ و چوب كاسنى

--> ( 1 ) . قدماء در تشريح معتقد بوده‌اند كه رگى از قسمت محدّب كبد برآمده كه به كليه‌ها مىرود و قسمت آبكى خون به سوى كليه‌ها مىرود كه در آنجا مايع بول از آن جدا مىشود و خارج مىشود و اندك مواد غذايى كه در آن است صرف بدن مىشود . م .